سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی
سپارنده دانش نزد غیر اهل آن، مانندآویزنده گوهر و مروارید و طلا بر گردن خوکان است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]


ارسال شده توسط محسن نصیری در 93/8/27:: 10:49 صبح


ای مسافر یاور شبهای من


آشنای دیده ی تنهای من



ساعتی بنشین کنارم همچو آب


در سراب خشکی غمهای من



قصه غربت درون خانه ام


بشنو از آتشگه تبهای من



چشمه های همزبانی را بجوی


در کویر خشکی لبهای من



شب دراز است وبسان یک درخت


ریشه کن در خلوت دمهای من



سینه ای دارم پر از سوز سخن


گشته دریا سیل ماتمهای من



این خیابان بلند روزگار


پر شد از از هم گسستن های من



غرق غم ها می شوم تا می روی


با تمام دل نبستن های من



قالب:غزل


دفتر:حسرت پرواز


شاعر:محسن نصیری(هامون)


کلمات کلیدی :