سفارش تبلیغ
صبا
هرگاه مرد با ایمان برادر خود را خشمگین ساخت ، میان خود و او جدائى انداخت . [ گویند : حشمه و أحشمه ، چون او را بخشم آورد . و گفته‏اند شرمگین شدن و خشم آوردن را براى او خواست . و آن گاه جدائى اوست ] . [ و اکنون هنگام آن است که گزیده‏هاى سخن امیر مؤمنان علیه السّلام را پایان دهیم ، حالى که خداى سبحان را بر این منّت که نهاد و توفیقى که به ما داد سپاس مى‏گوییم . که آنچه پراکنده بود فراهم کردیم و آنچه دور مى‏نمود نزدیک آوردیم . و چنانکه در آغاز بر عهده نهادیم بر آنیم که برگهاى سفید در پایان هر باب بنهیم تا آنچه از دست شده و به دست آریم در آن برگها بگذاریم . و بود که سخنى پوشیده آشکار شود و از آن پس که دور مینمود به دست آید . و توفیق ما جز با خدا نیست . بر او توکل کردیم و او ما را بسنده و نیکوکار گزار است . و این در رجب سال چهار صد از هجرت است و درود بر سید ما محمد خاتم پیمبران و هدایت کننده به بهترین راه و بر آل پاک و یاران او باد که ستارگان یقین‏اند . ] [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط محسن نصیری در 93/8/29:: 9:17 صبح


زندگی چیست چو پرسی از بز


به تو گوید که علف


و چمنزار بهشتش باشد


دوزخش هست کویر


عاقبت نیز غذای من و توست


حال بنگر تو بر احوال خویش


هدف زندگی ات آب و غذاست؟


یا خیالت پی همخوابی و لذت برپاست؟


تو بگو تا چه زمان زندگی ات پا برجاست؟


گوهر عشق از آن من و توست


خرد و عقل  نشان من و توست


چشم وا کن تو ز کوته نگری


آدمی وارث یک معجزه است


راه بگشا که بتابد بر تو


روشنی منتظر روزنه است

 

قالب:نو


دفتر:بوی تو


شاعر:محسن نصیری(هامون)

 


کلمات کلیدی :